
بوشهر
بوشهرِ دیر
بوشهرِ دور
دورتر از روزهای کودکی من.
بوشهر
با کوچه های تنگِ خم اندر خم
- که آسمان
باریک و خیس و منکسر از آنها می ریزد-
و خانه ها ، به شانه آن کوچه ها
آنگونه رو به جانب هم سینه پیش داده اند
که انگار
- با آن دریچه ها و درهای بسیار-
پرگوئیِ زنانه بی پایانی را
میکبند
واگویه می کنند

. . .
[بوشهر!
شبه جزیره پیر!
پیره نهنگِ به گِل نشسته سرسخت!
کانگونه سر، خدنگ چلّه صحرا کردی
تا قلب پر تلاطم اقیانوس!
بوشهر دور، دورتر از روزهای کودکی من!]