تبليغاتX
آفتابِ لیان
تفنگت را زمین بگذار

تفنگت را زمین بگذار
آهنگ و آواز: محمدرضا شجریان
    تنظیــم: مجید درخشانی
    شعــر: فریدون مشیری


| دانــلــود |

حجم فایل: ۱۱.۴ مگابایت
کیفیت: 192kbps

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ از مهر تو-
ای با دوستی دشمن

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

+ نوشته شده در جمعه 1388/08/08ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط علی |

وطن

» ترانه سرا : سیاوش کسرایی
» آهنگساز : سعید فرجپوری
» خواننده : همایون شجریان
» آلبوم : خورشید آرزو
» آهنگ : تصنیف وطن

 

بخش‌هایی که درون کروشه قرار گرفته‌اند، اجرا نشده‌اند.

وطن! وطن! نظر فکن به من که من
به هر کجا، غریب‌وار، که زیر آسمان دیگری غنوده‌ام
همیشه با تو بوده‌ام همیشه با تو بوده‌ام
اگر که حال پرسی‌ام تو نیک می‌شناسی‌ام
من از درون قصه‌ها و غصه‌ها برآمدم
[حکایت هزار شاه با گدا
حدیث عشق ناتمام آن شبان به دختر سیاه چشم کدخدا
ز پشت دود کشت‌های سوخته درون کومه های سیاه
ز پیش شعله‌های کوره‌ها و کارگاه
تنم ز رنج، عطر و بو گرفته است
رخم به سیلی زمانه خو گرفته است
اگر چه در نگاه اعتنای کس نبوده‌ام
یکی ز چهره‌های بی‌شمار توده‌ام]
چه غمگنانه سال‌ها که بال‌ها زدم به روی بحر بی‌کناره‌ات
که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی

به اوج رفت موج‌های تو
که یاد باد اوج‌های تو
[در آن میان که جز خطر نبود
مرا به تخته‌پاره‌ها نظر نبود
نبودم از کسان که رنگ و آب دل ربودشان
به گودهای هول
بسی صدف گشوده‌ام
گهر ز کام مرگ در ربوده‌ام
بدان امید تا که تو دهان و دست را رها کنی
دری ز عشق بر بهشت این زمین دل فسرده واکنی
به بند مانده‌ام شکنجه دیده‌ام
سپیده هر سپیده جان سپرده‌ام
هزار تهمت و دروغ و ناروا شنوده‌ام
اگر تو پوششی پلید یافتی
ستایش من از پلید پیرهن نبود
نه جامه، جان پاک انقلاب را ستوده‌ام]

کنون اگر که خنجری میان کتف خسته‌ام
اگر که ایستاده‌ام و یا ز پا فتاده‌ام
برای تو، به راه تو شکسته‌ام
[اگر میان سنگ‌های آسیا چو دانه‌های سوده‌ام
ولی هنوز گندمم غذا و قوت مردمم
همانم آن یگانه‌ای که بوده‌ام]

سپاه عشق در پی است، شرار و شور کار ساز با وی است
دریچه‌های قلب باز کن، سرود شب شکاف آن، ز چار سوی این جهان
کنون به گوش می‌رسد، من این سرود ناشنیده را به خون خود سروده‌ام
[نبود و بود برزگر را چه باک اگر برآید از زمین
هر آنچ او به سالیان فشانده یا نشانده است]

وطن! وطن! تو سبز جاودان بمان
که من پرنده‌ای مهاجرم
که از فراز باغ با صفای تو
به دوردست مه گرفته پر گشوده‌ام

+ نوشته شده در جمعه 1388/07/17ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط علی |

نوای سنتور ایران خاموش شد (درگذشت پرویز مشکاتیان)

پرویز مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتور چند روز پیش به علت نارسایی قلبی در منزلش درگذشت.
مشکاتیان آموزش موسیقی را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.
پرویز مشکاتیانوی ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد.
مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود.

وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ این پیوند به جدایی منجر شد. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.

دانلود قطعه سرو آزاد با صدای استاد پرویز مشکاتیان
شعر از هوشنگ ابتهاج


تشييع پيكر مرحوم مشكاتيان در نيشابور

قطعه سنتور "در غم" از استاد مشکاتیان
برداشت از وب سایت شخصی استاد

شعر بی واژه


برای دیدن عکس در سایز اصلی اینجا کلیک کنید 


برای دیدن مجموعه عکس های شخصی استاد مشکاتیان
اینجا کلیک کنید

روحش شاد و یادش گرامی باد

+ نوشته شده در جمعه 1388/07/03ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط علی |

غروب

غروب

غروب رنگ دلتنگی دیروز
سودای غم فردا
سرآغاز شب های بی قراری
غروب هوای رفتن است
رفتن به درون خلوت خویشتن
و کند و کاو برای بهتر بودن
غروب می نازد به چراغ هایش
به های و هوی خیابان هایش
به بی قراری گرگ و میش آسمان هایش

علی ۱۰/۲/۸۸
ساعت ۱۰ شب

+ نوشته شده در جمعه 1388/02/11ساعت 9:46 بعد از ظهر توسط علی |